83. در جهانم همه چیز نیکوست...
من خوبم با اینکه پایان نامم دوهفته الکی عقب افتاد اونم بدلیل مسافرت رفتن استاد راهنمام و تا برگشتنش باید صبر کنم.
من خوبم با اینکه بعد از تموم شدن درسم همچنان بیکارم و نتونستم یه جایی مشغول بشم.
من خوبم با اینکه کمی اضافه وزن دارم و اون باربی ایی که تو ذهنمه تو آینه نیستم.
من خوبم با اینکه کسی تو زندگیم نیست و خیلی وقته قلبم خالی از عشق شده.
من خوبم با اینکه گاهی خیلی احساس تنهایی میکنم.
من خوبم و به امور روزمره ی زندگی مشغول و از این روزمرگی ها لذت میبرم.
از اینکه کوکو سبزی به شکل قلب درست کنم و بقیه خوششون بیاد.
از اینکه بشینم واسه خودم یه چیزی ببافم.
از اینکه بعد از ظهر ها با مادرم میرم پیاده روی .
از اینکه گاهی مطالعه میکنم و یا حتی شب ها بی دغدغه پای سریال ها میشینم لذت میبرم.
من خوبم و در لایتناهی های حیات ،آنجا که ساکنم،همه چیز عالی و کامل و تمام عیار است...در جهانم
همه چیز نیکوست!!!!