64. دوقلوهای افسانه ای!

سلام به همه ی دوستای نازنینم

ببخشید که من مدتیه نمیتونم بیام بهتون سر بزنم. به شدت درگیر کارای پایان نامه ام. امروزم خبرای خوبی از استادم شنیدم که انرژی گرفتمو الان حالم خوبه و اومدم پست بزارم.

امروز یه اتفاق جالبی تو باشگاه افتاد. ورزشمون تموم شده بود و عزم برگشت به خونه رو داشتیم. خانوم مربی اومد و به مامی گفت: یه خانومی اومده از من پرسیده این دوتا خواهر دوقولواند؟؟؟ ما هم که این شکلی شده بودیم گفتیم نه ه ه ه...بعد به سپید گفت: شما بزرگتری نه؟ واااااای منو میگی؟ ذوق مرگ شده بودم از اینکه من کوچیکتر از سپید بنظر میرسم! بعد با نیش تا بنا گوش باز گفتم نه من بزرگترم. بعد مربی به مامی گفت: شماره تلفن و آدرستون رو بدید شاید لازم شد! همینطور که مامی و خانوم مربی سرگرم صحبت بودن من هی با پز و قر و اطوار به سپید میگفتم من بزرگترماااا!

پ ن: ولی خودمونیم اگه فک کردن سپید بزرگتره یه جورایی ام به ضرر من شده ها هی وااای من!!!!

63

این روزها حال خوشی ندارم که دل و دماغی واسه آپ کردن داشته باشم. ممنون که نگرانم بودید. گرفتاری ها که تموم شد برمیگردم. ببخشید منو...

پ ن: مریم عزیزم باز هم که بیخبر رفتی منتظرتم یه خبری از خودت بده 

62. به کافه هپلی خوش آمدید...!

شیر موز

شیر انبه

شیرکاکائو

شیر شکلات

شیر قهوه

شیر پسته

شیر نارگیل

-چی میل دارین؟

+شیر وایتکس لطفا!

61. Cold Summer

هیچوقت اتفاق نیوفتاده بود که اولین روز تابستون انقدر هوا خنک؟نه یه نموره سرد باشه! بارون های تند و

ریز این دوسه روزه حسابی هوا رو تغییر داده. نمیدونم تو شهر شما الان هوا چطوره ولی اینجا که واقعا

 خنکه و آسمون پره از ابرای سفید خوشگل! با اینکه من عاشق آفتاب و گرمای تابستونم و اغلب تو هوای

 ابری دلم میگیره اما امروز این هوا حسابی به دلم نشسته و دارم ازش لذت میبرم. امسال سال خوبی از

 نظر بارندگی بود و باید خدارو شکر کرد. میدونین من به آب و هوای کویری اصفهان خیلی عادت کرده بودم

اونجا هم که هیچوقت بارون نمیاد ولی از وقتی اومدم مشهد و این آب و هوای عالیشو دیدم یه جورایی از

اینجا بودنم راضی ام.

اولین ها همیشه قشنگ اند. همیشه پر هستند از حس های خوبی مثل امید و شروع دوباره رو مژده

میدن. اولین ها همیشه جایگاه خاصی دارن مثل اولین فرزند یا اولین عشق که این اولین عشق از اون اول

هاست که هیچوقت از یاد هیچکسی نمیره. امروزم اولین روز تابستونه. یه آغاز دوباره. در ضمن بلندترین روز

سال هم هست  پس باید بیشتر قدرش رو دونست. خدا هم که دوسمون داشته و هوای به این خوبی و

 خنکی واسمون فراهم کرده دیگه چی میخوایم؟

پ ن: امروز سالگرد بابا حسینم (پدربزرگ مادریم) هم هست. مرد مهربون و خوش اخلاقی که هیچوقت

ندیدمش اما خیلی دوسش دارم. روحش شاد