61. Cold Summer
ریز این دوسه روزه حسابی هوا رو تغییر داده. نمیدونم تو شهر شما الان هوا چطوره ولی اینجا که واقعا
خنکه و آسمون پره از ابرای سفید خوشگل! با اینکه من عاشق آفتاب و گرمای تابستونم و اغلب تو هوای
ابری دلم میگیره اما امروز این هوا حسابی به دلم نشسته و دارم ازش لذت میبرم. امسال سال خوبی از
نظر بارندگی بود و باید خدارو شکر کرد. میدونین من به آب و هوای کویری اصفهان خیلی عادت کرده بودم
اونجا هم که هیچوقت بارون نمیاد ولی از وقتی اومدم مشهد و این آب و هوای عالیشو دیدم یه جورایی از
اینجا بودنم راضی ام.
اولین ها همیشه قشنگ اند. همیشه پر هستند از حس های خوبی مثل امید و شروع دوباره رو مژده
میدن. اولین ها همیشه جایگاه خاصی دارن مثل اولین فرزند یا اولین عشق که این اولین عشق از اون اول
هاست که هیچوقت از یاد هیچکسی نمیره. امروزم اولین روز تابستونه. یه آغاز دوباره. در ضمن بلندترین روز
سال هم هست پس باید بیشتر قدرش رو دونست. خدا هم که دوسمون داشته و هوای به این خوبی و
خنکی واسمون فراهم کرده دیگه چی میخوایم؟
پ ن: امروز سالگرد بابا حسینم (پدربزرگ مادریم) هم هست. مرد مهربون و خوش اخلاقی که هیچوقت
ندیدمش اما خیلی دوسش دارم. روحش شاد![]()