با شنیدن صدای آلارم گوشیم چشمام رو  باز کردم  هنوز بلند نشده بودم که دیدم تو سکوت لذت بخش صبحگاهی یه صدای دیگم میاد... یه صدای آشنا داشت میکوبید به شیشه ی پنجره ی اتاقم... با ناباوری بلند شدمو رفتم دم پنجره... باورم نمی شد خودش بود.... باران آمده بود!


+ امسال مشهد اصلا بارندگی نداشت نه برف نه بارون