از صبح که بیدار شدم سعی کردم متفاوت باشم صبحانه ی همیشگی رو تغییر دادم و چیز های تازه رو امتحان کردم مسیر خونه تا باشگاه رو از یه راه جدید رفتمو برگشتم واسه خودم هدیه خریدم انرژی مثبتم رو حفظ کردم و ...کلی پیام تبریک گرفتم با اینکه رژیمم اما کیک تولدمو خوردم کلی ام کادو گرفتم..همیشه فکر میکردم جشن تولد سی سالگیم خیلی باید خاص باشه مثلا یه عالمه مهمون دعوت کنی یا با دوستات بری بیرون و جشن بگیری یا خانوادت سورپرایزت کنن ولی نه امروز فهمیدم خاص بودن یه اتفاق به نوع برگزاریش نیست به نگاه خود آدمه من نگاهم رو تغییر دادم ...سی سالگی واسه من خاصه هم امروز که اولین روز ورود به سی سالگیمه هم کل مدتی که قراره سی به اضافه ی اعداد دیگه همراه و همدم روزهای زندگیم باشن واسه من سی ساله شدن یه آغازه درست مثل بیست سالگی! الان من رو نوک قله ام! با کلی تجربه اینبار برخلاف بیست سالگی دیگه میدونم از زندگیم چی میخام میدونم هدفم چیه و به کدوم سمت باید برم انگار که یک فرصت دوباره بهم داده باشن واسه ساختن زندگیم! درسته هنوز مجردم درسته برخلاف هم سن و سالانم که بچه و زندگی دارن من هنوز دختر خونه ام ولی چیزی رو نباختم من هنوز کلـــــــــــــــــی فرصت دارم واسه زندگی کردن!
پس خداحافظ بیست و نه عزیز که خیلی چیزا بهم یاد دادی تو همدم خوبی بودی و هدیه های قشنگی واسم داشتی ازت ممنونم و دوستت دارم
و سلام سی سالگی! سلام...