132. به پایان آمد این دفتر...
چند روزه قبل دفاع نمیدونین چی کشیدیم . به همراه پریسا یکی دیگه از دوستام که از تهران اومده بود مهمون خونه ی دوستم بودیم . هر روز از صبح که پامیشدیم مشغول کارای پایان ناممون بودیم تا شب شبم نمی خابیدیم مخصوصا شب آخر که اصلا تا صبح پلک رو هم نزاشتیم .
ولی خداروشکر با همه ی سختی هایی که کشیدیم نتیجه ی خوبی گرفتیم . دفاع کردم با اینکه تو سالن کلی آدم نشسته بود اصلا استرس نداشتم به گفته ی دوستام خیلی مسلط بودم پاورپوینت خیلی خوبی درست کرده بودم . وقتی دفاعم تموم شد و نوبت به اساتید رسید دل تو دلم نبود . اما وقتی دیدم خیلی خیلی ازم راضی اند و نه فقط استاد راهنمای خودم که همشون دارن ازم دفاع میکنن ذوق زده شده بودم .
بلافاصله بعد از اتمام دفاعیه ام مامانم زنگ زد از ذوقم گریه میکردمو باش حرف میزدم . می گفتم مامان بلاخره تموم شد عالی ام تموم شد راحت شدم...خانوادمم خیلی از این موضوع خوشحالند. خودمم که رو آسمونا پرواز میکنم :)))))
کلا دیروز روز سخت اما خوبی بود . یه بار دیگه بعد از یکسال تمام همکلاسیامو تو دانشگاه دیدم خیلی از دیدنشون ذوق کردم حتی اونایی که قبلا دفاع کرده بودن هم اومده بودن همه دور هم بوددیم درست مثل اونروزا...یه عالمه عکس گرفتیم از دفاعیه هامونم فیلم گرفتیم. دلم واسه همشون تنگ میشه...
نمرم رو بم نگفتن میگن یکی دو هفته طول می کشه تا نمره هارو اعلام کنند ولی دلم روشنه که نمره ی خوبی می گیرم . نمره زیاد دیگه مهم نیست واسه من مهم نتیجه ی خوبی بود که گرفتم دوتا از استادام میگفتن تا حالا کسی گزارش کار عملی به این خوبی و کاملی ارائه نکرده بوده منم که کارخونه ی قند تو دلم آب می شد :)
هنوز اصفهانم امروز میرم یکم بگردمو خرید کنم ایشالا فردا پنجشنبه ساعت 6 عصر راهی میشم سمت خونه اونم با دست پر . خدایا شکرت...