129. مرده بودم زنده شدم!
خداروشکر امروز خوبم از صبح که بیدار شدم صاف شدم دیگه اثری از کج بودنم نیست حساسیتمم خوب شده ولی دیروز خیلی بم سخت گذشتا رفته بودم آمپول بزنم نمیتونستم دراز بکشم از درد همینجوری چارچنگولی مونده بودم
خلاصه بعد از زدن ۴ تا آمپول امروز تونستم دوباره رو پام وایسمو به کارو زندگیم برسم . انقدرم این روزا کار دارمو سرم شلوغه که نگو کلی خرید دارم که باید تا قبل از اصفهان رفتنم انجامشون بدم یکمم ام از کارای خورده ریزپایان نامم مونده که باید سروسامونشون بدم از برنامه ریزی درسیمم عقب موندم خلاصه یه سر دارم هزار سودا...
امسال روزه داری خیلی داره بم راحت می گذره (حتی با وجود این مریضیا) . شاید به این خاطره که در طول روز خیلی سرم گرمه . راستی دارم یه کیف پول جدید واسه خودم درست می کنم که به محض آماده شدنش عکسش رو میزارم ببینین .
این پریدن گودری بدجوری انگار تو روند وبلاگ خونی همه تاثیر گذاشته ها خیلی از دوستام کم پیدا شدن خیلی هام که دیگه کلا منو یادشون رفته اما اشکال نداره ما همچنان به یاد همتون هستیم . التماس دعا